۱۳۸۶ خرداد ۷, دوشنبه

انجمن اسلامي

..راستي قرار انجمن فعاليت خودش را شروع كنه
مهرشروع فعاليت هنوز پايه نامه نخورده
ميگن موافقه فعاليتش هستن
.شنبه جواب قطعي رو مي دن
.اميدوارم كه انجمن فعاليتش رو شروع كنه

پيله

چه كسي مي داند كه در پيله ي تنهايي خود تنهايي
پيله ات را بگشاي
تو به اندازه ي يك دنيايي
.......تا رهايي
قرارنبودهر كس به هواي نشكن دل ديگري بماند
قرار بود هر كس به هواي نشكستن دل خودش بماند قرار نبود
هر چه قرار نيست
باشد
قرار تنها بر بي قراري استوار بود
پس گمان نمي كنم گناه منم كمتراز تو باشد
ولي مدتي است كودك دلت كمتر از گذشته بهانه ي لالايي هايه شعر گونه ام رامي گيرد
ولي يك چيز ياد همه بماند"
در زيرامن ترين سايه بان هستي دلواپس دلواپسي هاي هم باشيم

۱۳۸۶ خرداد ۶, یکشنبه

میهمانی تجسم آفتاب

درفراسوی زمان در پس کوه بلند پشت آن آبی دریای وسیع کلبه ای ساخته ام

کلبه ای ساخته ام در ودیوارش از ابر آسمانش آبی پنجره مهتابي

همه جا عطر بهار همه جا رنگ بهار دل پاک و بی قرار

تختي ازبال نسیم بسترش عطر آگین پر گل های سپید پر گل های سپید

وصدایی مبهم که تو را می خواند ونگاهی مبهم که تو را می خواند
وبه مهمانی گل های سپید که تو را مي خواند

وبه مهمانی گرم بوسه که تو را می خواند

كلبه ام پر ز صدایی تنها کلبه ام مملو از عشقی زیبا

كه تورا می خواند

كلبه ام پرشده از تنهایی و تو آن گرمایی که تو را می طلبد

حال اين کلبه ی زیبای قشنگ در پس نقره ای این مهتاب

گرمي عشق تو را می طلبد گرمی دست تو را گرمی یک لبخند

گرمي يك بوسه

آتش برق نگاه

وبه این مهمانی من تو را می خوانم

من تو را مي خوانم

Dunhil
denagroup.blogfa.com
در شبان غم تنهاي خويش
عابد چشم سخنگوي توام
من در اين تاريكي
من در اين نيمه شب جان فرسا
زائر ظلمت گيسوي توام